رفتن به محتوای اصلی

صدای سکوت | The sound of silence

ترجمه ی فارسی متن ترانه:

دوست قدیمی من، تاریکی، سلام!
آمده ام تا بار دیگر با تو سخن بگویم
چون یک خیال آرام در من خزید
و وقتی خواب بودم بذرهایش را درون من رها کرد
و خیالی که در ذهنم نقش بست
همچنان باقی است
در صدای سکوت

در رویاهای بی قرارم به تنهایی قدم می زدم
در خیابان های تنگ و سنگفرشی
زیر هاله ی نور چراغ خیابان
از  سرما و رطوبت یقه ی کتم را بالا زدم
و آن هنگام بود که چشمانم را به دلیل نور نئون که شب را دو نیمه می کرد تنگ کردم
و صدای سکوت را لمس کردم

و در آن نور برهنه دیدم
ده هزار تَن، یا شاید هم بیشتر
مردم حرف می زدند بی آنکه سخن بگویند
مردم می شنیدند بدون اینکه گوش فرا دهند
مردم موسیقی هایی می نوشتند که هرگز شنیده نمی شد
و هیچکس را جرات آن نبود
تا صدای سکوت را بر هم زند

من گفتم "نادان ها"، "مگر نمی دانید
سکوت همچون سرطان رشد می کند؟
کلامم را بشنوید که بتوانم به شما بیاموزم
بازوانم را بگیرید که بتوانم به شما برسم"
اما سخنانم، به مانند قطرات بارانِ بی صدا افتاد
و پژواک یافت
در چاه های سکوت

و مردم خم شدند و دعا کردند
به سوی خدایان نئونی که خود ساخته اند
و آن نشانه با نورش هشدار داد
در کلماتی که در حال شکل گرفتن بود
و آن نشانه کلماتی از پیامبران گفت
که بر دیوار متروها و در اتاق های آپارتمان ها نوشته شده بودند
و در صدای سکوت زمزمه می شدند.