رفتن به محتوای اصلی

یکی سلام بس مرا که باز از تو بشنوم


یکی سلام بس مرا که باز از تو بشنوم

همیشه با منی و من هماره از تو دم زنم


به بخت آفتابی ات تو راه داده ای مرا

به جان چو بانگ بر زدی طلسم کهنه بشکنم


حلمی


(برگرفته از غزل شماره ۱۸۳ )