رفتن به محتوای اصلی

ما باز دگرباره برستیم ز غمها

ما باز دگرباره برستیم ز غمها
ما باز دگرباره برستیم ز غمها
در بادیه‌ی عشق نهادیم قدمها
کندیم ز دل بیخ هواها و هوسها
دادیم به خود راه بلاها و المها
اول به تکلف بنوشتیم کتبها
و آخر ز تحیر بشکستیم قلمها
لبیک زدیم از سر دعوی چو سنایی
بر عقل زدیم از جهت عجز رقمها
اسباب صنمهاست چو احرام گرفتیم
در شرط نباشد که پرستیم صنمها