رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۳۳۰ : حقیقت روی دیگر دارد اینجا

حقیقت روی دیگر دارد اینجا
سر و بازوی دیگر دارد اینجا
همان قلب و همان خنجر، همان زخم
ولی داروی دیگر دارد اینجا
نه چون هوهوی درویشان خودبین
که آن هوهوی دیگر دارد اینجا
همان چشم و چراغ باستانی ست
ولی سوسوی دیگر دارد اینجا
مه تابنده روی لامکانی
کمان ابروی دیگر دارد اینجا
به چوگان گردی افلاک گردون
سوار و گوی دیگر دارد اینجا
به صید خاص ارواح الهی
زرین گیسوی دیگر دارد اینجا
چه از ناز و نظر افسانه سازی؟
که آن شه خوی دیگر دارد اینجا
به حلمی گفت و از منظر برون شد
خدا را کوی دیگر دارد اینجا
پیمایش کتاب