رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۵ : آن را که تو را بد است دلدارش ده

آن را که تو را بد است دلدارش ده
چون خود به جمال دلکشی یارش ده
آن گه بکِشش به لطف و بر دارش زن
از دار پیاده کن سپس بارش ده
از باده پخته ات چنان خامش کن
چون خام شد عاشقانه آزارش ده
چون از خر عقل هرزه در خون افتاد
یک جام به آن خیال بیمارش ده
از بام ازل چنان نگونسارش کن
موسیقی سمّ اسب تاتارش ده
چون حال من خسته به تسخر می زد
یک پرده ز اوقات بدم کارش ده
از حلقه چو صد مرحله بیرون افتاد
یک جرعه ز می به جام پندارش ده
حلمی چو کلام زنده از حقّ می گفت
یک بار دگر رخصت دیدارش ده
پیمایش کتاب