رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۲۶۷ : من ساقی اصواتم، تصویر نمی دانم

من ساقی اصواتم، تصویر نمی دانم
آواز تو می خوانم، تحریر نمی دانم
قانون خودم بر خود، گفتم شد و گفتی شد
پیمانه کشم امّا تخمیر نمی دانم
من طوطی اسرارم، از عشق به تکرارم
آیات تو می گویم، تفسیر نمی دانم
این گونه به دف افتان، این گونه به نی خیزان
من کیستم آخر هان؟ تعبیر نمی دانم
خاموشم و در نجوا، بی حرفم و در غوغا
دیوانه ام و امّا زنجیر نمی دانم
بر وقت خودم بر پا، ساعت تو چه می پرسی
من زود نمی دانم، من دیر نمی دانم
لنگرکش طوفانم در بندر چشمانت
در وقت براندازی تأخیر نمی دانم
با حکم تو می رانم شب را ز حیاط جان
از مردم بی ایمان تأثیر نمی دانم
در شام ازل چون خاست صوت غزل حلمی
تکبیر ملائک را تدبیر نمی دانم
پیمایش کتاب