ورود به سایت

برای ورود به سایت لطفا نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید.


 

نقاشی : باران اثر ولادیمیر کوش – Painting: Rain by Vladimir Kush

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم

 

آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان

تا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برم

 

آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

 

گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

گر ز سرم کله برد من ز میان کمر برم

 

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

 

آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند

پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم

 

گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود

تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر برم

 

آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد

و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم

 

در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام

وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

 

این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من

گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم

 

مولانا

مولای جان

  • شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۶
  • 97
  • 0

مسروران اثر رسولی – Joy Riders by Rassouli

      قدم   در    راه   روشن   می  گذارم

       بچرخم    همچو   گردابی   به   بالا

      همه  جانم  به  جانت   می   سپارم

      چو   دل   آتش  بگیرد  سر   بر  آرم

سید نوید حلمی

  • جمعه ۸ دی ۱۳۹۶
  • 46
  • 0

نقاشی: تولد دوباره اثر توماس آلن کوپرا – Reborn by Tomasz Alen Kopera

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم

دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا
زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم

مولانا

  • شنبه ۲ دی ۱۳۹۶
  • 75
  • 0

شب عارف اثر رسولی – Night of Mystic by Rassouli

Rassouli | Night Of The Mystic

هر که را همت عالی بود و فکر بلند
دان که آن همت عالی اثر همت توست
فکرتی کان نبود خاسته از طبع و دماغ
نیست در عالم اگر باشد آن فکرت توست

 مولانا

  • سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
  • 40
  • 0

تحمّل بزرگی برای کوچکان سنگین است، چنانچه تحمّل نور برای شبزده. آن که بزرگی ندیده، آنکه افتادگی، خاموشی، دوستداری، عشق و آفتاب ندیده، چگونه آن دم که دید آن را بشناسد؟ آن که در عمق شب خوابیده چگونه با آفتاب دوستی کند؟

او که در سکون است، چگونه با حرکت آشتی کند و او که با سقوط پیمان بسته چگونه به صعود خیال کند؟ چگونه برخیزد یک فقرات قوزیده و چگونه بال بگشاید او که پرواز را کفر می داند و از اوج بیزار است؟ چگونه این سنگ ها بشکنند و این عمارتهای وهم چگونه فرو ریزنند؟ و چگونه ساز برقصد و موسیقی آواز گیرد؟”

در خلأیی عظیم با خود چنین پرسیدم و پاسخ چنین آمد:
«آنجا که عشق سر بر کند چون و چگونه فرو ریزد.»
حلمی | کتاب لامکان

یخ رود اثر توماس آلن کوپرا – Glacier by Tomasz Alen Kopera

  • سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
  • 75
  • 0

پرتال گلگون اثر آنیتا زوتکینا – Flowery Portal by Anita Zotkina

غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده لعل تو هوشیارانند

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند

(حافظ)

  • سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶
  • 80
  • 0
Page 5 of 512345