ورود به سایت

برای ورود به سایت لطفا نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید.


 

  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • 8
  • 0

بشر از گهواره تا گور سرگردان است و لیکن تشخیص نمی دهد که مقصد حقیقی او بسیار بعیدتر از گور است و نمی داند که کشف خودش به عنوان روح او را مجددا به خاستگاه بهشتیش برمی گرداند.

﴿وَالْعَصْرِ * إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ *﴾

  • شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷
  • 9
  • 0

نقاشی: ذوب شدن اثر اُلگ . آ . کورولِو

Melt by Oleg A. Korolev

Melt by Oleg A. Korolev www.delbarg.ir

شه مُلک خویشتن شو، تو برون ز خویش و تن شو
بنشین و ذکر حقّ گو به میانه ی دو ابرو
بتکان عبای جانت ز غبار خاک و خاشاک
بنگر به خویش در روح و بنوش نوشدارو

حلمی

  • سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • 17
  • 0

نقاشی گایا مادر زمین اثر ایشیندار

artwork : Gaia mother earth by Ishyndar

Gaia mother earth by Ishyndar www.delbarg.ir

دل مظلوم را ایمن کن از ترس
دل او را تو لرزیدن میاموز
تو ظالم را مده رخصت به تأویل
ستیزا را ستیزیدن میاموز

مولانا

  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • 31
  • 0

کلاژ توسط ماریانو پچینتی

Photo by Mariano Peccinetti Collage Art

Photo by Mariano Peccinetti Collage Art www.delbarg.ir

چو کردی نیت نیکو مگردان
از آن گلشن گلی بر چاکر انداز
اگر خواهی که روزافزون بود کار
نظر بر کار ما افزونتر انداز

مولانا

  • یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • 32
  • 0

نقاشی: تولد زیبایی اثر جورجیو واسِلی

The Birth of Beauty by Giorgio Vaselli

The Birth of Beauty by Giorgio Vaselli www.delbarg.ir

هر دل که ز عشق توست خالی
از حلقه وصل تو برون باد

حافظ

  • جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷
  • 54
  • 0

نقاشی : صفحه ی هیئت اثر شَون تَن

Mural panel by Shaun Tan

Mural panel by Shaun Tan www.delbarg.ir

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

 

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

 

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

 

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

 

گر چه صد رود است در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

 

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد

حافظ

  • جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷
  • 44
  • 0

‍ تغییر می کنیم که نپوسیم. بر زمین برای نمردن زندگی می کنیم، که اگر یک دقیقه بر مدار خود ثابت بمانیم چون آدمی زادی مُرده ایم و چون انسان به جسدی متحرّک بدل گشته ایم.

همه بر هر چه دارند بیاویزند، ما بر خود نیز نمی آویزیم. هستی ما خدا، ذرّات ما عشق. هر گونه عشق فرمان دهد آن گونه ایم. در اقیانوس خدا چنانیم که هستیم.

 

اقیانوس خدا

حلمی

Mariusz Lewandowski 1

نقاشی اثر ماریوش لِواندُوسکی

Artwork by Mariusz Lewandowski

  • سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷
  • 51
  • 0

نقاشی  : اسطوره شناسی اثر ولادیمیر کوش

Mythology by Vladimir Kush

Mythology by Vladimir Kush www.delbarg.ir

در شدن خرگوش بس تاخير کرد

مکر را با خويشتن تقرير کرد

 

در ره آمد بعد تاخير دراز

تا به گوش شير گويد يک دو راز

 

تا چه عالمهاست در سوداي عقل

تا چه با پهناست اين درياي عقل

 

صورت ما اندرين بحر عذاب

مي دود چون کاسه ها بر روي آب

 

تا نشد پر بر سر دريا چو طشت

چونک پر شد طشت در وي غرق گشت

 

عقل پنهانست و ظاهر عالمي

صورت ما موج يا از وي نمي

 

هر چه صورت مي وسيلت سازدش

زان وسيلت بحر دور اندازدش

 

تا نبيند دل دهنده راز را

تا نبيند تير دورانداز را

 

اسپ خود را ياوه داند وز ستيز

مي دواند اسپ خود در راه تيز

 

اسپ خود را ياوه داند آن جواد

و اسپ خود او را کشان کرده چو باد

 

در فغان و جست و جو آن خيره سر

هر طرف پرسان و جويان در بدر

 

کانک دزديد اسپ ما را کو و کيست

اين که زير ران تست اي خواجه چيست

 

آري اين اسپست ليک اين اسپ کو

با خود آي اي شهسوار اسپ جو

 

جان ز پيدايي و نزديکيست گم

چون شکم پر آب و لب خشکي چو خم

 

کي ببيني سرخ و سبز و فور را

تا نبيني پيش ازين سه نور را

 

ليک چون در رنگ گم شد هوش تو

شد ز نور آن رنگها روپوش تو

 

چونک شب آن رنگها مستور بود

پس بديدي ديد رنگ از نور بود

 

نيست ديد رنگ بي نور برون

همچنين رنگ خيال اندرون

 

اين برون از آفتاب و از سها

واندرون از عکس انوار علا

 

نور نور چشم خود نور دلست

نور چشم از نور دلها حاصلست

 

باز نور نور دل نور خداست

کو ز نور عقل و حس پاک و جداست

 

شب نبد نور و نديدي رنگها

پس به ضد نور پيدا شد ترا

 

ديدن نورست آنگه ديد رنگ

وين به ضد نور داني بي درنگ

 

رنج و غم را حق پي آن آفريد

تا بدين ضد خوش دلي آيد پديد

 

پس نهانيها بضد پيدا شود

چونک حق را نيست ضد پنهان بود

 

که نظر پر نور بود آنگه برنگ

ضد به ضد پيدا بود چون روم و زنگ

 

پس به ضد نور دانستي تو نور

ضد ضد را مي نمايد در صدور

 

نور حق را نيست ضدي در وجود

تا به ضد او را توان پيدا نمود

 

لاجرم ابصار ما لا تدرکه

و هو يدرک بين تو از موسي و که

 

صورت از معني چو شير از بيشه دان

يا چو آواز و سخن ز انديشه دان

 

اين سخن و آواز از انديشه خاست

تو نداني بحر انديشه کجاست

 

ليک چون موج سخن ديدي لطيف

بحر آن داني که باشد هم شريف

 

چون ز دانش موج انديشه بتاخت

از سخن و آواز او صورت بساخت

 

از سخن صورت بزاد و باز مرد

موج خود را باز اندر بحر برد

 

صورت از بي صورتي آمد برون

باز شد که انا اليه راجعون

 

پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتيست

مصطفي فرمود دنيا ساعتيست

 

فکر ما تيريست از هو در هوا

در هوا کي پايد آيد تا خدا

 

هر نفس نو مي شود دنيا و ما

بي خبر از نو شدن اندر بقا

 

عمر همچون جوي نو نو مي رسد

مستمري مي نمايد در جسد

 

آن ز تيزي مستمر شکل آمده ست

چون شرر کش تيز جنباني بدست

 

شاخ آتش را بجنباني بساز

در نظر آتش نمايد بس دراز

 

اين درازي مدت از تيزي صنع

مي نمايد سرعت انگيزي صنع

 

طالب اين سر اگر علامه ايست

نک حسام الدين که سامي نامه ايست

مثنوی معنوی

  • دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
  • 54
  • 0

نقاشی : نورِ ازلی اثر کنی کالیکوت

“Light From the Beginning of Time” by Kenny Callicutt

Light From the Beginning of Time by Kenny Callicutt www.delbarg.ir

این جهان خود ، حبس جان های شماست
هین روید آن سو که صحرای شماست
این جهان ، محدود و آن خود ، بی حد است
نقش و صورت ، پیش آن معنی ، سد است.

مولوی

  • دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
  • 55
  • 0
Page 1 of 512345